مفهوم پیوستگی فضا در مساجد ایران

مقدمه

بــا نگاهــی به معماری و شهرســازی ایــران، با گنجینــه ای از آثار غنی به لحاظ فضایی روبرو می شــویم. پژوهشگرانی نظیر اردالن، اســتیرلن، دیبا، حایری و دیگران، جایگاه مثبت فضا یا به عبارتی «فضا محوری» این معماری را در برابر «حجم انگاری» برخی دیگر از گونه ها، به عنوان مهم ترین خصیصه آن برشمرده اند: «این برداشت که فضاســت و نه شــکل که می بایســت به صورت راه ببرد؛ اســاس درک ســنت معمــاری ایــران اســالمی اســت» .

در این میان، مســاجد جامع به عنوان بناهایی که در تمامی دوران ها بیشــترین تــوان جوامع را مصروف برپایــی خود کرده اند، بیــش از هر گونه دیگر می تواننــد این معماری را نمایندگی نمایند. نگاهی به پیدایش و سیر تحول مساجد ایران، گویای تالش بی وقفه معماران در جهت دستیابی به فضایی آرمانی است.

با ورود اسالم بــه ایــران و رواج مســاجد ســاده شبســتانی، از همــان ســال های نخســت، معماران ایرانی کوشیدند؛ با تکیه بر شیوه های معماری ساســانی، فضای مسجد را بسط داده و به آن تنوع بخشند. نمود اولیه این رویکرد را می توان در ناو مرکزی مســجد تاریخانه دامغان مربــوط به قرون اولیه که حالتی ایوان مانند به خود گرفته اســت؛ مشــاهده کــرد.

بــا ایــن وجــود، نقطــه عطــف این تــالش، بــا ابداع مســاجد چهــار ایوانــی در دوره ســلجوقی صــورت می گیــرد و از این دوران به این ســو اســت که طی روندی چند صد ســاله، معماران ایرانــی بــه پاالیــش و پرداخــت ایــن الگــو پرداختــه و بــا اســتفاده از فنــون ســازه ای و خالقیت هــای معمارانــه، عــالوه بــر دســتیابی به یک دســتگاه فضایی یکپارچه، با بســط فضــا درون جرزها و پیکره معمــاری، بــه فضاهایــی ســبک تر و متنوع تــر دســت می یابنــد.

در ایــن میــان، بــا وجــود پژوهش هایــی فراوانــی که تا کنــون در بــاب معماری ایران به انجام رســیده اســت؛ همچنان کمبودهایی به ویژه در زمینه «تحلیل فضایی» آن به چشــم می خورد :

۱- از دهه بیســت به این ســو، کســانی چون پوپ، ویلبر، سیرو و گــدار، اولیــن نســل از ایران شناســانی بودند که به مستندســازی ً و تاریخ نــگاری معمــاری ایــران پرداختنــد. پــس از آنان نیــز پیرنیا، بــا نگارش کتاب ســبک شناســی معمــاری ایران، با نگاهــی عمدتا فن شناسانه، به طبقه بندی شیوه های معماری ایران در یک سیر تاریخــی پرداخت و کســانی چــون اردالن نیز با نگاهــی معنا گرایانه و فلســفی بــه تبییــن این معمــاری پرداخته انــد. در ایــن میان، به نظــر می رســد امروز زمان آن فرا رســیده اســت؛ با تکیــه بر اطالعات ارزشــمندی کــه پیــش از ایــن تولیــد شــده، بــا نگاهی تحلیلــی، به الیه های عمیق تری از معماری ایرانی وارد شــد و راه را برای تداوم بخشیدن به ارزش های این معماری هموار ساخت.

۲- علیرغــم غنــای معمــاری ایــران، هنــوز پژوهش هــای اندکی آن را از منظــر فضایــی مــورد توجــه قــرار داده اند و خالهــای زیادی برای فهم همه جانبه معماری ایران وجود دارد. به گونه ای که به نظر می رســد، با مغفــول ماندن بحث های ملمــوس درباره فضای معماری و شــیوه های ســازماندهی و صورت بندی آن، که موضوع اصلــی کار معمــاری بــه شــمار مــی رود؛ گرایش هــای ناهنجاری در معماری معاصر ایران پدید آمده است؛ از یک سو بی تفاوتی نسبت بــه معمــاری اصیل ایرانی و دنبالــه روی از جریان هــای وارداتی و از دیگر سو برداشت های سطحی و ظاهری از معماری گذشته.

۳- گونا گونــی تعابیــر بــه کار رفتــه دربــاره ویژگی هــای فضایــی معماری ایران، که در بســیاری موارد، دارای هم پوشــانی مفهومی هستند؛ درک مخاطبین را از مفاهیم عرضه شده دشوار می سازد. در ایــن میان، کمتر کســی تالش نموده اســت بــه تحدید مفهومی آنها و ارایه تعریفی روشن از هر یک از این مفاهیم بپردازد.

۴- علــی رغــم پژوهش هایی که در باب شــاخصه های معماری ایران به انجام رســیده اســت؛ مشاهده می شود که عمده آنها تنها  مبانــی حا کــم بر ایــن معماری را بیان نموده انــد و کمتر با ارجاع به مصادیــق، به تبیین راهکارهای تحقق مفاهیم مورد نظر پرداخته شده است: «یک معمار طراح امروزی… تنها با اشراف به مفاهیم فرهنگی درونی آن نمی تواند به خلق چنین فضایی نزدیک شــود، بلکــه باید عالوه بر آن مفاهیم، شــیوه تبدیل آنهــا را به صور مادی بیاموزد و در تالش های خالقانه هنرمند برای دستیابی به صورت مادی برای آن مفاهیم تامل کند» ).

5- از ســوی دیگــر، برخــی از نظریه پردازانــی کــه بــه ویژگی های فضایی معماری ایران پرداخته اند؛ یا تمام آثار تاریخ معماری ایران را به یک چشم نگریسته اند و یا مصادیق خود را از بناهای شاخص دوره صفویه و گاه قاجار گزینش کرده اند. حال آنکه به نظر می رسد مفهوم فضا در هر یک از دوران های تاریخ معماری ایران، علی رغم پیوســتگی نســبی، از ویژگی هــای خــاص خــود برخــوردار اســت.

پــس از شــکل گیری مســاجد چهار ایوانی در قرن پنجم، از یک سو فضای متنوع و غنی شــده مســاجد چهار ایوانی، جایگزین فضای ســاده مســاجد شبســتانی می گــردد و از ســوی دیگــر، ایــن دســتاورد، گسســت فضای یکپارچه مســجد شبستانی و بروز برخی تعارضات کارکردی را به همراه دارد و به نظر می رسد، سیر تکامل مسجد در دوران های بعد، تا حدود زیادی معطوف به حل آن می باشد.

به ایــن ترتیــب در دوران های بعد، معماران می کوشــند ضمن حفظ الگــوی ایرانــی مســجد، با خلق ترکیبــات فضایی جدیــد و پاالیش و پرداخــت پیکــره معمــاری، به ســاختاری متنــوع و در عین حال پیوســته دســت یابنــد؛ که این مهم، به شــکل تمام عیــار در دوره صفویه و قاجار تحقق می یابد.

تصویر 1- پراکندگی اجزا در مسجد جامع اصفهان (چپ) در برابر پیوستگی فضایی مسجد امام(راست)

پیوســتگی فضایــی در معمــاری ایــران

 از دیدگاه صاحبنظران؛ بــا تعابیــری نظیر «تــداوم»، «گشــایش»، «بسط»، «ســیالیت»، «شــفافیت» و «بی مرزی» فضا مواجــه می شــویم؛ که به نظر می رســد همگی در عیــن تفاوت های مفهومــی، بــه نوعــی بیانگر یــک ویژگی خــاص در ســازمان فضایی آثــار معمــاری ایــران هســتند.

اســتیرلن در کتاب «اصفهان تصویر بهشت»، ویژگی شهر ایرانی را، پیوســتگی و فضاهای پی در پی و تکرارشــونده آن می داند که با سلســله ای از گذرگاه هــا، ماهرانه به هم پیونــد خورده اند: «در اینجا انســان همــواره در درون چیزی قــرار دارد. درون کوچــه ای که غالبا سرپوشیده است، درون حیاط خانه ای، مدرسه ای، کاروانسرایی، مســجدی، درون میدانــی که محصــور به پیرامونی به هم پیوســته و متــداوم اســت….» .

ویژگــی پیوســتگی فضایی در معماری و شهرسازی ایران، در تمامی مقیاس ها از خانه تا محله و ســپس تمامیت شــهر نمود می یابد. لیدا بلیلان در رساله خــود با عنــوان «تاثیر فضــای بینابیــن در پیوســتگی فضایی عناصر معماری و شــهری در ایــران»، اوج هنر معماری ایرانی را در ســاخت و سازماندهی فضایی مجموعه های معماری و شهری، نحوه اتصال مقیــاس کالن شــهری به مقیاس میانه ای محلــه و در نهایت پیوند دادن آن با مقیاس خرد خانه می داند. از دید وی، این کار از طریق شناسایی و سازماندهی متناسب عناصر بینابینی در طیف وسیعی از مقیاس ها امکان پذیر گردیده است.

داراب دیبا نیز «شفافیت و تداوم» را از مفاهیم بنیادی معماری ایران و نقطه مقابل فضای بســته و تمام شده می داند: «در چنین فضایی، مسیر حرکت انسان و یا نگاه او در تداومی پیوسته صورت می گیــرد، بــه طــوری که گشــایش های فضایــی در خطــوط افقی و عمــودی موجب شــفافیت درالبه الی دیوارها و ســتون ها می گردد کــه دورنمــا و منظــر نهایــی در افقی لایتناهــی و مســتهیل، مجددا جــان و جلــوه تازه به خــود می گیرد.» توصیف پوپ از مســجد امام اصفهــان گویــای همیــن معنــی اســت: «حرکــت و ارتبــاط در همــه جــا تســهیل شــده اســت و در هیــچ جــا مانعــی وجــود نــدارد. کف مســجد هیچ پله، نــرده یا صفه ای ندارد و هیچ در بســته ای دیده نمی شــود …» .

از ســوی دیگــر، نــادر اردلان معمــاری ایرانــی را دارای «فضایــی مواج» می داند بــه این معنا که معماران ایرانی ســعی داشــته اند انســان را از میان فضای بی مانع (خــالء) عبور دهند و نه از میان توده جامد (ملاء) و براین اســاس، هیچ « تداوم گســلی» یا ســدی در راه عبور انســان پدید نمی آورند: «آدمی، متداوما ً ، در فضایی مواج و گسترنده که پیوسته یکتاست پیــش می رود».

محمدرضا حایری نیز معتقد اســت کــه معماری گذشــته ایران بر خــالف معماری امــروز که فضا را محبــوس می ســازد؛ آن را آزاد می کــرده اســت؛ وی، «ســیالیت و شــناوری فضــا» را از توانایی هــای معمــاری ایــران می دانــد: «در چنین شــرایطی، فضاهای متوالی بســط یکدیگر به شــمار می روند و تغییــر تدریجــی فضــای بــاز بــه بســته بــه کمــک نقــش انتقالــی فضاهــای سرپوشــیده، موجــب می شــود کــه ادرا ک فضــا از ســوی مخاطــب، هیچگاه با انقطاع روبرو نگردد» .

تــداوم فضــا در معماری ایران به درون بنــا محدود نمی گردد؛ به نظر می رســد همگی در عیــن تفاوت های مفهومــی، بــه نوعــی بیانگر یــک ویژگی خــاص در ســازمان فضایی آثــار معمــاری ایــران هســتند.

محمــود توســلی در کتــاب اصــول و روش های طراحی شــهری، معماران گذشــته را آشــنا به اصولی می داند که با به کار بســتن آنهــا در طراحی خانه ها، مســاجد و مدارس، موجب «هم پیونــدی و پیوســتگی» مجموعه هــا می شــده اند.

همانگونه که فرهاد احمدی در توصیف چهره شهر ایرانی می گویــد: «معمــوالا ً ، آنچه در ابتدا از معمــاری درون فالت به ذهن متبــادر می شــود، نوعــی درهــم آمیختگــی و پیوســتگی قدرتمنــد کالبــدی اســت کــه بافت زیســتگاه ها را بــه صورت یــک بدنۀ واحد نشــان می دهــد» .

محمدرضــا حایــری در همین راستا چنین اظهارنظر می کند: «در معماری ایران در قبل و بعد از اسالم، هیچ بنایی که در خود تمام شده باشد، شکل نگرفته است» . از دید وی، معماری ایران، انعکاس یگانگــی فضــای بیــرون و درون اســت و در ایــن معمــاری، فضــای بیــرون همــواره جزیــی از درون بــه حســاب می آمــده اســت. البتــه پیوســتگی بنــا و شــهر در معماری ایران به شــکلی ویــژه و با رعایت سلســله مراتبــی دقیــق از طریق دســتگاه پیچیــده ورودی محقق می شــده اســت. بدین ترتیب که ورودی در عین جداســازی بنا از شــهر، امکان تبدیل تدریجی فضای خصوصی درون بنا به فضای عمومی شــهر را فراهم می ســاخته اســت.

نادر اردلان، این کیفیت را اینگونــه توصیف می نمایــد: «هم بندی یک فضا به فضای دیگر، نا گزیــر از الگــوی بنیــادی اتصــال، انتقــال و وصول پیــروی می کند … کیفیــت فاعلــی فضــای مثبت، رونــد انتقــال را، همچون هوای جــاری از میــان مجرای تنگ، ســیل آســا می پیمایــد، در فضاهای وصولی گشــایش می یابد، غشــاء گنبد را به بیرون می آماساند و آن را کشیده و استوار می گرداند»

یکــی دیگــر از مفاهیمــی که بر بســط فضا درون پیکــره معماری دلالت دارد، مفهوم «سبکی» است. سید هادی میرمیران معتقد است، سیر تکاملی معماری، به موازات حرکت کلی جهان هستی، یعنی حرکت از کیفیت مادی به کیفیت روحی و به بیان معمارانه، در راســتای کم کردن مــاده و افزایش فضاســت . او در جایــی دیگــر ایــن تعریــف را در برابر واژه شــفافیت مطرح می ســازد و آن را یکی از اصول مهم معماری ایرانی می داند

تصویر 2- توانایی بسط معماری ایران در شش جهت.

تصویر 3- بخشی از ساختمان، ورودی بخش دیگر، سرای وزیر در بازار قزوین.

جمع بندی تعابیر مرتبط

در توصیف ویژگی های فضایی معماری ایران، تعابیر گونا گون می شــود کــه همگی بــر مفاهیمی کم و بیــش واحد دلالــت دارند. در جدول زیر، ســه زیرمجموعه مفهوم «پیوستگی فضایی Spatial Integration »، شامل

  • پیوســتگی بصــری Visual Integration
  • پیوســتگی ســاختاری Constructional Integration
  • پیوســتگی بصــری- ســاختاری Visual-Constructional Integration

به عنــوان واژگان تخصصــی جدید در حوزه مطالعــات معمــاری ایــران، بــرای اولیــن بــار در ســاختاری واحــد، معرفی و تعریف شــده و ســپس تعابیر موجود، بــه کمک چارچوب به دست آمده، درقالب جدولی طبقه بندی شده اســت.

بــا بهره گیــری از نرم افزارهای تخصصی تحلیل فضا، مفاهیم موردنظر، کم ّ ی سازی شده اند تا به درک بهتر روند تغییرات، کمک شود.

پیوستگی بصری (شفافیت)

تعریــف: گســترش ارتبــاط بصــری فضاهــا از طریــق اضمحــالل جداره ها که به کمک سبک سازی، حاصل می شود.

این تلاش، آنجا معنی دار می شــود که پیوســتگی صفوف نماز و دید باز به امام جماعت و سایر نمازگزاران در فریضه نمــاز، بــه عنــوان یک ضــرورت مــورد توجه قــرار گیرد. ایــن مهم به شیوه های گوناگون در مساجد پیگیری شده است.

تلاش در جهــت حــذف حایــل میــان گنبدخانــه و شبســتان:

پس از گسسته شــدن فضــای یکپارچه شبســتان قبله بوســیله دیوارهــای قطــور گنبدخانه، معمــاران، تــلاش نمودند با گشایش هر چه بیشتر دیوارهای جانبی، این ارتباط را تسهیل نمایند. در این میان، مساجد دوره قاجار، بیشترین توفیق را در ادغام حداکثــری فضــای گنبدخانه با شبســتان های جانبی داشــته اند. مهار رانش گنبدخانه و با اســتفاده از ســتون های سنگی که بســیار ظریف تر از نمونه های آجری بودند، میسر گشته است. مسجد رحیم خان در اصفهان، نشــانگر اوج این موفقیت اســت. تا بدانجا که گنبدخانه آن، به گونه ای معلق در هوا و در پیوستگی کامل با شبستان های جانبی است.

افزایــش دهانه شبســتان با بکارگیری طاق و تویزه :  

در جامع یزد، شبســتان های جانبی گنبدخانه به شــکل «طنبی» با فضایی گســترده و دهانه های بزرگ طرح شــده است (تقریبا ً دو برابر دهانه شبستان زمستانی). این دستاورد به کمک استفاده از طاق و تویزه و اســتهالک خالقانه نیروهای جانبی میســر می گردد. شبســتان اولجایتــوی جامع اصفهان و مســجد حکیــم نیز اینگونه اســت. هر چند که این شــیوه، به دلایلی نظیر توسعه پذیری کم و دشواری مهار رانش، چندان فراگیر نمی شود.

انحـلال ایــوان در شبســتان های جانبــی:

همزمــان بــا راهیابــی گنبدخانــه و ایوان هــا به چهار ســوی حیاط مســجد و گسسته شدن فضای یکپارچه آن، معماران تلاش خود را برای حل ایــن معضل آغــاز می نمایند. همان گونه که در بخــش قبلی عنوان شــد؛ این نقیصه در شبســتان های جنوبی از طریــق ادغام فضای گنبدخانه در شبســتان های طرفین مرتفع می گردد.

اما معماران، بــه ویــژه در دوره ایلخانــی و تیمــوری، بــرای حفــظ یکپارچگــی شبستان های جانبی، گاه تا حذف کامل ایوان های شرقی و غربی نیــز پیش می روند. مســاجد دو ایوانی نظیر اشــترجان (ایلخانی) و ورزنــه (تیمــوری)، از این گونه اند.

 با ایــن وجود، به دلیل پایبندی بــه الگوی چهار ایوانــی، معماران عمدتا ً ضمن حفــظ ایوان ها، به دو طریق زیر به پاسخگویی این مساله می پردازند.

  • حفــظ حجــم و نمــای ایــوان و حــل تهرنــگ آن در فضــای شبســتان: در مســجد جامــع ورامیــن مربــوط بــه دوره ایلخانــی، تلاش شــده پیوســتگی میــان شبســتان های پیرامــون حیــاط و گنبدخانــه و ایــوان برقــرار گــردد. در ایــن رویکــرد، بــرای پرهیــز از جرزهای قطور و در نتیجه بروز قطع فضایی در شبستان، از دهانه وســیع ایــوان صرف نظــر شــده اســت. در این مســجد، بــا تضعیف ایــوان و بــه قیمــت کاهــش تنــوع فضایی، پیوســتگی بیشــتری در فضــای شبســتان های جانبــی تامیــن می گــردد. شــاید بتــوان این روش را، رجعتی به طرح مســجد تاریخانه دامغان دانســت که ناو مرکزی شبستان حالتی ایوان مانند به خود گرفته است.
  • کاهــش عمــق ایوان هــا: در مســجد حکیــم و ســید مربــوط بــه دوره صفــوی و قاجار، بــا کاهش عمق ایوان هــا، از قطع فضای یکپارچه شبستان های جانبی جلوگیری شده است.

هم نشــینی شــهر و مســجد:

در گونه هــای ابتدایــی مســاجد، مربوط به قرون اولیه، اتصال مســجد بــه معابر پیرامونی صرفا ً از طریق درگاهی ساده و به شکل مستقیم به شبستان تامین می شده است. حال آنکه به تدریج، ورود به بنا از طریق سلسله ای از فضاهــای بــه هــم پیوســته صــورت می گیرد کــه به درســتی آن را دستگاه ورودی نامیده اند.

شکل گیری دستگاه ورودی و تشخص یافتــن آن در مســجد، از دوره ایلخانــی و از اوایــل قــرن هشــتم بــه این ســو قابل رهگیری اســت. از این زمان، به مرور مفاصل خطی از جملــه دســتگاه ورودی، در ســاختار مســجد نقــش پررنگ تــری می یابنــد و ســهم بیشــتری از فضای مســجد را به خــود اختصاص می دهنــد. اوج ایــن رونــد را می تــوان در مســجد امــام اصفهــان (صفــوی) و امــام ســمنان (قاجــار) شــاهد بــود.

دســتگاه ورودی مجموعــه ای اســت از «مفاصــل پی در پی» و راهکاری اســت برای پیوســتگی فضای شــهری و مســجد که معموالا ً کاربرد ناهماهنگ و گاه معــارض داشــته و جدایــی بیشــتری میــان آنها مدنظــر بوده اســت؛ یــا بــه بیانــی دیگــر، « فاصلــه فضایــی» بیشــتری میــان آنها نیــاز بوده اســت.

طی رونــد شــکل گیری دســتگاه ورودی، علاوه بر تقویت سلســله مراتب دسترســی و خلق کیفیت های تازه فضایی، ارتباط بنا با شــهر و بافت پیرامونی نیز بیشــتر می شــود؛ به گونه ای کــه صحن مســجد چنان در شــهر تنیده می شــود که بــه مثابه یک فضای باز شــهری نیز ایفای نقــش می نماید.

علی رغم به جا ماندن ســردرهای نفیســی نظیر ســر در مســجد جور جیراصفهــان از دوره آل بویــه (نیمــه دوم قــرن چهارم)، به نظر می رســد تحول اساســی در ایــن زمینــه در عصــر ایلخانــی اتفاق می افتــد. در این دوره، ســر در مســاجدی نظیــر جامــع ورامیــن و اشــترجان، نشــانگر شــروع شــکل گیری دســتگاه ورودی هســتند.

قرارگیری در راســتای قبله، کمی بیرون زدگی، قاب بندی، تزیینات کاشــی معرق و جفت مناره از ویژگی های سردرهای این دوره است.

ســر در مســجد جامــع ورامیــن مربــوط بــه ســال 7۲۲ هجــری قمــری بــا توجــه بــه قرارگیــری در محــور بنــا و برخــورداری از جــزء فضاهای متنوع از جمله پیش طاق، درگاه، دالان، هشتی و ایوان پیشــرفت های بیشــتری را در شــکل گیری دســتگاه ورودی نشــان می دهد .

در این دوره، اولین الگوهای ورودی غیرمســتقیم از طرفیــن هشــتی نیــز شــکل می گیرنــد. نظیر مســجد جامــع ورزنه ســاخته شــده به ســال 8۴8 هجــری قمری. در ایــن الگــو، پــس از پیــش طــاق و در گاه ورودی، یــک هشــتی ساخته شــده کــه از آن دو دالان منشــعب شــده و از کنــار دو جبهه ایوان به صحن، متصل می گردد.

تصویر 14- گراف رویت پذیری فضا، طیف رنگ های گرم تر نشانگر ارتباط بصری بیشتر با سایر بخش هاست

هم نشــینی حیاط و شبســتان:

به عنــوان یکی دیگر از مصادیــق پیوســتگی فضاهــا در ســاختار مســجد می تــوان بــه شــکل گیری تدریجــی مفاصــل اتصال دهنــده فضــای بــاز حیــاط و فضای بســته شبســتان ها اشــاره کرد کــه عمدتا ً بوســیله عناصری نظیــر ایــوان و ایوانچه هــای پیرامــون حیــاط و رواق هــا تحقــق می یابــد.

تــا پیــش از پیدایــش ایوان ها در عصر ســلجوقی، در عین پیوســتگی بصــری مناســب میــان حیــاط و شبســتان، بــه لحــاظ ســاختاری، مــرزی قوی و هر چند شــفاف این دو فضــا را از یکدیگر جــدا می ســاخت. امــا بــا پیدایــش ایوان هــا و فضاهــای نیمــه بــاز دیگــری نظیــر ایوانچــه و رواق ها، به عنوان واســط، این دو فضا به شکل هندسی و ساختاری در هم می آمیزند.

 هم نشــینی گنبدخانــه و شبســتان های جانبــی:

از دوره تیمــوری به این ســو، شــاهد رویکــرد جدیدی در هم نشــینی گنبدخانــه و شبســتان های جانبــی هســتیم، به ایــن ترتیب که به جای مهار رانش گنبدخانه با جرزهای قطور که زمینه ساز تفکیک دو فضــای مجاور با مرزی قوی می گردد؛ مفصلی فضایی به شــکل یــک داالن، دو فضــا را بــه نرمی کنار هــم می نشــاند.

در گنبدخانه مســجد جامع یزد مربوط به قرن هشــتم، این هماهنگی و ترکیب میان گنبدخانه، ایوان و شبســتان ها دیده می شــود به طوری که برخالف مســاجد هم دوره خود نظیر جامع گوهرشــاد، از جرزهای قطور جانبی که مرزی قوی با شبستان ها ترسیم می نمایند، خبری نیست و رانش گنبد و ایوان با استهالک مرحله به مرحله از طریق طاق و تویزه های تالارهای کشــیده جانبی مهار شــده است و این ترفند، راه را برای گسترش فضا در میان جرزها فراهم ساخته است.

تصویر 15- اولین نمودهای دستگاه ورودی، جامع اشترجان ایلخانی.

تصویر16- مسجد جامع ورزنه، از اولین مصادیق ورودی غیرمستقیم، تیموری.

تصویر 17- رویکردهایی به چگونگی مرزبندی و همنشینی دو فضای باز و بسته.

نتیجه

روندی تدریجی و به هم پیوســته، ســیری تکاملی را طی نموده اســت. حاصل این هم افزایی چند هزار ساله، آثاری غنی به لحاظ کالبــدی و فضایــی اســت کــه از زوایــای گونا گــون، درخــور مطالعه اســت. علــی رغــم پژوهش های ارزشــمندی که نسل اول پژوهشگران حوزه معماری ایران همچون گدار، پوپ و سیرو در راستای معرفی و شناخت آثار معماری ایران انجام داده اند و نیز آنچه که مرحوم پیرنیا به عنوان نسل دوم، در تبیین ویژگی های هر یک از دوره های معماری ایران از خود به یادگار گذاشــته اســت؛ طی ســال های اخیر، در راســتای تعمیق دانش موجود، گام های اندکی برداشــته شــده اســت.

این کمبود، به ویژه در حوزه شــناخت کیفیات فضایی و روند تحوالت آن در معماری ایران کامال ً محســوس اســت. طــی پژوهش حاضر، پــس از جســتجوی گســترده در منابــع، نظریــات انــدک موجود در این زمینه گردآوری و دسته بندی شده است. در این میان، نکته قابــل تامــل آن اســت کــه ایــن نظریــات، عمدتــا ً هنجــاری و متکی بــه درک شــهودی صاحب نظــران، از ویژگی های فضایــی معماری ایران هســتند و کمتر کســی تالش نموده اســت به کمک ابزارهای تحلیلی، به تبیین و اثبات دیدگاه های خود بپردازد.

ویژگی های ســازمان فضایی مســاجد ایران

1- در قــرن پنجــم و مقــارن بــا دوره ســلجوقی، بــا راهیابــی گنبدخانه و ایوان به مســاجد شبســتانی اولیه، راه برای دســتیابی بــه ترکیبــات پیچیده تــر فضایــی بازشــده و از ســوی دیگــر، فضــای یکپارچــه شبســتان ها از هــم گســیخته می گــردد. ایــن پژوهــش، نشــانگر آن اســت کــه در دوران هــای بعــد، معماران با پافشــاری بر حفظ این الگو، تالش می نمایند تا یکپارچگی میــان فضاهــا برقــرار نمایند. این ویژگــی که در ایــن پژوهش با نام پیوســتگی ســاختاری یا تداوم معرفی شــده اســت؛ ضمــن تبدیل تدریجی فضاهای درونی مســجد به یکدیگر و جلوگیری از مواجهه مخاطــب، بــا قطــع فضایــی، موجــب هم پیوندی مســجد با شــهر و فضاهایــی بیرونــی نیــز شــده اســت. فرآینــد تحقق ایــن مهم، در پیدایش و تکامل دستگاه ورودی، مشهود است.

2- از آنجــا کــه دیــد بــاز میــان نمازگــزاران، از الزامــات کارکــردی مسجد به شمار می رود؛ در روندی تکاملی، فضاهایی نظیر ایوان و گنبدخانه، ضمن حفظ شخصیت فضایی مستقل خود، رفته رفته با ترفندهایی در شبستان ها، هضم و جذب می گردند. این پدیده، پیوستگی بصری یا شفافیت نامیده شده است.

۳- در رونــد تکاملی مســاجد ایــران، عالوه بر افزایش پیوســتگی ساختاری و بصری، شاهد نوآوری دیگری نیز در آفرینش فضا هستیم و آن، درون زایی فضا یا شکل گیری خرد فضاها پیرامون هسته های مرکزی فضایی است. به طور مشخص در عصر قاجار، در نمونه هایی نظیر مسجد سپهسالار، جبهه قبله، بوسیله بسط فضایی گنبدخانه به طور کامل پوشــش می یابد و به این ترتیب، شبســتان ســتون دار بــه کلــی از این ناحیه حذف می گردد. این پدیــده، پیوســتگی ســاختاری- بصــری یــا گشــایش نامیــده شــده اســت.

۴- علی رغم آنکه بسیاری از منابع، معماری ایران را در اواخر عصر ســنت در ســطح نازل تری نســبت به پیش از خود قلمداد می کنند؛ با تحلیل فضایی مســاجد ایران، شــاهد هســتیم؛ در دوره قاجار به لحــاظ خالقیت هــای فضایــی و ارایــه کیفیت هایــی نو، در ســازمان فضایــی مســاجد ایران، تحوالت شــگرفی به وجود می آیــد؛ که آن را در جایــگاه بالاتری نســبت به گونه های پیش از خــود قرار می دهد.

nasimrahmani وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید